الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
863
علل الشرايع ( فارسي )
حديث ( 32 ) پدرم رحمة الله عليه ، از سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از عبّاس بن معروف ، از على بن مهزيار ، از حسن بن سعيد ، از على بن منصور ، از كلثوم بن عبد المؤمن حرانى ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه حضرت فرمودند : خداوند متعال به حضرت ابراهيم عليه السّلام امر فرمود كه حج كند و جناب اسماعيل را با خود به حج ببرد و وى را در حرم اسكان دهد ، هر دو بر شترى سرخ نشسته و به حج رفتند و احدى با آنها نبود مگر جبرئيل عليه السّلام و وقتى به حرم رسيدند ، جبرئيل گفت : اى ابراهيم از شتر فرود آييد و قبل از اين كه داخل حرم شويد غسل كنيد . ابراهيم و اسماعيل از شتر پايين آمده و غسل كردند بعد جبرئيل به ايشان نشان داد كه چگونه براى احرام آماده شوند ، ايشان اين مراسم را انجام دادند سپس جبرئيل به آنها امر فرمود كه محرم به احرام حج شده و تلبيات چهارگانه اى را كه مرسلون گفته بودند بگويند ، بعد آنها را به باب صفا برده و از شتر پياده اشان كرد و بين آن دو ايستاد ، بعد رو به بيت نمود و تكبير گفت ، آنها نيز تكبير گفتند ، بعد حمد الهى بجا آورد و آن دو نيز حمد نمودند ، سپس خدا را تمجيد كرد و آن دو نيز تمجيد كردند آنگاه بر خدا ثناء گفت و آن دو نيز مثل او انجام دادند و به دنبال آن جبرئيل جلو رفت و آن دو نيز جلو رفتند و هر سه ثناء بر خدا مىگفتند و او را تمجيد مىكردند تا رسيدند به جاى حجر ، جبرئيل استلام نمود و آن دو را امر كرد كه استلام كنند بعد هفت شوط طوافشان داد بعد آنها را در مقام ابراهيم ايستادند و دو ركعت نماز خواند و آن دو نيز خوانده و سپس مناسك را به آنها نشان داد . و وقتى نسك و اعمال را بجا آوردند حق تعالى به ابراهيم امر نمود كه مراجعت كند و اسماعيل بماند ، پس اسماعيل در آن جا ماند و احدى غير از مادرش با او نبود ، و پس از آنكه سال آينده فرا رسيد خداوند تعالى به ابراهيم اذن داد حج بجا آورده و كعبه را بنا كند ، عرب به قصد زيارت خانه خدا حجّ مىرفتند ولى بيت ديوارهايش فرو ريخته بود تنها پايه هايش سر پا بود و ديده مىشد و هنگامى كه مردم از حرم خارج شدند اسماعيل سنگها را جمع نمود و آنها را در داخل كعبه ريخت و وقتى حق تبارك و تعالى اذن ساختمان بيت را صادر فرمود ، ابراهيم به آن جا آمد و فرمود : پسرم ، خداوند متعال ما را مأمور به ساختن كعبه نموده ، پس آن دو سنگ را كنار ريخته و در زير آنها يك سنگ سرخ نمايان شد ، حق تعالى امر نمود كه بيت را روى اين سنگ بنا كنيد ، ايشان سنگها را روى آن نهادند و فرشتگان هم ايشان را كمك و